تبليغاتX
bahman22
تست های فرهنگی هنری

 هنرپيشه معروف سينما ؟

 الف) محمدرضا گلزار ب) محمدرضا علفزار ک) محمدرضا گندمزار ش) محمدرضا دشت

هنرپيشه مرحوم سينما ؟

الف) رضا ژيان ب) رضا ماکسيما ک) رضا فولکس ش) رضا خاور

 هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟

 الف) نعمت الله گرجي ب) نعمت الله ساقه طلايي ک) نعمت الله شيرين عسل ش) نعمت الله مينو

هنرپيشه زن معروف سينما ؟

الف) هديه تهراني ب) کادوي تهراني ک) چشم روشني تهراني ش) قابل نداره تهراني

بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟

 الف) پارسا پيروزفر ب) فارسا فيروزپر ک) پارسا پيروزپر ش) فارسا فيروزفر

 يکي از آهنگ هاي منصور ؟

الف) ديوونه ب) … خل ک) منگل ش) عجوج مجوج!

 خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟

الف) پاپ ب) اسقف ک) راهبه ش) موبد

تست های ورزشی

مربي و بازيکن اسبق پرسپوليس ؟

 الف) علي پروين ب) علي شهين ک) علي مهين ش) علي دمبه

کشتي گير گردن کلفت ايران ؟

الف) عباس جديدي ب) عباس قديمي ک) عباس نيو ش) عباس آپ تو ديت

تيم فوتبال آباداني ؟ الف) نفت آبادان ب) بنزين آبادان ک) گازوئيل آبادان ش) استقلال اهواز

باشگاه انگليسي ؟

الف) ميدلزبرو ب) ميدلزبيا ک) ميدلزبودي حالا ش) ميدلزپاشو برو گمشو

 بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟

 الف) حسن صالح حميدزيچ ب) حميد صالح حسنزيچ ک) حسن حميد صالحزيچ ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟

دروازه بان انگليس در جام جهاني ١٩٩٨ فرانسه ؟

الف) ديويد سيمن ب) ديويد سيمثقال ک) ديويد سيگرم ش) ديويد سيتن

 مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟

 الف) اندي کول ب) اندي سرشانه ک) اندي پشت بازو ش) اندي مرسي هيکل

 مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟

 الف) دنيس برگکمپ ب) دنيس اروين ک) دنيس وايز ش) دنيس تريکو

 تست های علمی تفريحی

مساحت دايره چقدر است ؟

 الف) ٢ متر ب) ٥/٢ متر ک) بيشتره ش) صبر کن بپرسم

سرعت نور چقدر است ؟ الف) خوب است ب) بد نيست ک) شما چطوري ؟ ش) چه خبر ؟

کدام عبارت زير بايد فيلتر شود ؟

 الف) cosx ب) 2sin2x ک) cotghx ش) tg3x

کدام دانشمند جاذبه زمين را کشف کرد ؟

الف) نيوتن ب) کيلوگرم ک) متر بر مجذور ثانيه ش) نيترات مس

 ماري کوري کاشف چه بود ؟

 الف) اورانيوم ب) آلومينيوم ک) آلمانيوم ش) لوئي پاستور

 در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟ “بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده”

الف) ايهام ب) صنعت نفت ک) صنعت پتروشيمي ش) صنعت آبکش سازي

 شاعر قرن ده دوازده؟

 الف) هاتف اصفهاني ب) ابي اصفهاني ک) اندي اصفهاني ش) سياوش قميشي اصفهاني

 فعل “خوردن” را صرف کنيد ؟

الف) چشم ب) صرف شده ک) ميل ندارم ش) نوش جان

 يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟

 الف) عدسي ب) کاچي ک) فرني ش) لوبيا با دوغ

دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟

الف) تامسون ب) واشنگتني ک) بمي ش) شهسواري

 شاخه اي از علم فيزيک ؟

الف) مکانيک ب) باطري ساز ک) بوسترساز ش) کمک فنرساز

 نويسنده “منطق الطير” کدام شاعر است ؟

 الف) عطار نيشابوري ب) نجار نيشابوري ک) سمسار نيشابوري ش) کوپن فروش نيشابوري

يکي از اشکال ماده ؟

الف) گاز ب) يخچال ک) بخاري ش) ماشين ظرف شويي

 نام ديگر اسيد فرميک ؟

 الف) جوهر مورچه ب) جوهر مورچه خوار ک) جوهر پلنگ صورتي ش) جوهر سرندي پيتي

 نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟

 الف) فرعون (فرئون) ب) نمرود ک) ابرهه ش) خسرو پرويز

 نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و … ؟

 الف) گازهاي نجيب ب) گازهاي سر به زير ک) گازهاي باوقار ش) کلا بچه هاي خوبي هستن

 وقت شما به پايان رسيد . لطفا ماوس های خود را بالا بگيريد!


+ نوشته شده توسط bahman در دوشنبه 30 آبان1384 و ساعت 3:29 بعد از ظهر |

+ نوشته شده توسط bahman در دوشنبه 30 آبان1384 و ساعت 3:27 بعد از ظهر |

میخواهی با کلاس باشی؟

آقا اگر شما ذاتا" انسان با کلاسي هستيد که هيچ !!! اگه هم نیستی بايد از هر فرصتي براي نشان دادن با کلاس بودنت استفاده کنيد . شايد باورتون نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد(مورد توجه نی نی که زخم و زیلی شده ) فقط کافيه جواب هاي زير را با اندکي قيافه موجه بيان کنيد:
*. اگر شصت پات زير اجاق گاز گير کرده واونو باند پيچي کردی هرکی پرسید بايد جواب بدی : "موقع تکان دادن پيانوي بابام پام مونده زيرش"
*. اگرمثل من کارگری و صورتت بر اثر جوشکاري زير آفتاب سوخته بايد بگی : "از اسکي آخر هفته نمي توانم بگذرم" ( البته من میگم کنار اقیانوس بودم برنزه شدم )
*. اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براووی یکی از بچه ها جلوي مدرسه دخترانه زمين خوردي در جواب بايد بگی : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم" (حتی هوندا هم نه فقط ۱۰۰۰)
*. اگر انگشت دستت به ماهيتابه پياز داغ چسبيده بگو : "ديشب با قهوه جوش اينجوري شد"
*. اگر با چکش زدی رو ناخونت و شکستیش بگو : "به سيم گيتارم گير گير کرده"
*. اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشمت کبود شده باید بگی : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد"
*. اگر رو صورتت چهار هزار تا جوش خفن براثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني زده باید بگی: "خواهرم از هلند شکلات زيادي اورده "
*. اگر ميني بوستون تو جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شدي (مثل نی نی) بسيار عصباني بگو : "الکي مي گن زانتيا ايربگ داره "( البته نی نی گفته تو مدرسه لیز خوردم اینم میشه ولی کلاس نداره مگه این که بگه تو مدرسه غیر انتفاعیمون این همه پول دادیم بازم زمین خوردم)
*. اگر کف دستت به قوري یا سماور چسبيد بگو:"حواسم نبود ميله ي شومينه زيادي داغ شد"
*. اگر موها و ابروهات در چهار شنبه سوري سوخت بگو:"بچه همسايه را از ميان شعله هاي آتش بيرون کشيدم! (البته از اون به بعد یا سوپر بنگی یا فردین صدات میکنن )
ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟ 

+ نوشته شده توسط bahman در دوشنبه 30 آبان1384 و ساعت 3:24 بعد از ظهر |
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!

توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن
!

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه
!

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه
!

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه
!

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه
!

توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه
!

توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن
!

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه
!

توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...


+ نوشته شده توسط bahman در دوشنبه 30 آبان1384 و ساعت 3:15 بعد از ظهر |
این راهیست که باید رفت ولی حالا چرا؟

+ نوشته شده توسط bahman در دوشنبه 30 آبان1384 و ساعت 3:10 بعد از ظهر |

 

زیر بارش باران در زابل  خوابگاه ۵۴


+ نوشته شده توسط bahman در دوشنبه 30 آبان1384 و ساعت 3:6 بعد از ظهر |

 

این هم به نوبه ی خود بی نظیر !


+ نوشته شده توسط bahman در دوشنبه 30 آبان1384 و ساعت 2:53 بعد از ظهر |

+ نوشته شده توسط bahman در یکشنبه 29 آبان1384 و ساعت 1:22 بعد از ظهر |
عربه ميخواسته بره دوبي، موقع تفتيش تو فرودگاه دست مامور گمرگ ميخوره به xش. يارو اهل بخيه بوده فكر ميكنه عربه داره دلار خارج ميكنه، ميگه بگذار يوخده تيغش بزنيم. يك چشمك به عربه ميزنه، ميگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه ميگه: نه ولك، طوله
+ نوشته شده توسط bahman در یکشنبه 29 آبان1384 و ساعت 1:15 بعد از ظهر |

 نترس اینجا سوسک نداریم

این مخلوق واقعاً دوست داشتنی که مقابل دیدگان شما قرار دارد جزو

 اولین دانشجویان دانشگاه زابل می باشد که براثر انجام کارهای ...،

 با نامردی تمام توسط مسعولین دانشگاه تبدیل به سوسک شده، این

مخلوق نیز برای اینکه انتقام بگیرد با تمامی سلاح و تجهیزات خود

وارد جنگ شده ولی از اون جنگها

چندین بار از حمله های خفیف هوای و زمینی و حتی بعضی مواقع

آبی  گزارش شده بود که دانشگاه این مطالب را شایعه می دانست

دانشگاه به صورت مخفیانه وارد عمل شد تا در دانشجویان رعب و ترس نیفتد ولی نه،  مگر

می توان بر سپاهیان سوسک پیروز شد؟

از اینجا بود که حمله سوسک ها بیشتر و بیشتر شد و حتی در ماه رمضان هم یک عدد حمله

جانانه به خوابگاه ۵۴ ب کردند که با هوشیاری وتیزهوشی تعدادی از جوانان سلحشور این

خوابگاه توانستند این حمله را خنثی کنند

چندین حمله دیگر توسط رادیو های بیگانه گزارش شد که زیاد جدی نبودند ولی چند روز پیش

بزرگترین حمله آغاز شد وآن حمله با تمام نیرو به ظرف آب+گوشت=جزیره بود که به سرعت

جوانان دینی و ... ما توطعه ی دشمن را شناسایی کردند فوراً اقدام به خنثی کردن آن کردند

واین چنین بود که ما برنج با جزیره(سوپ سوسک) را خوردیم وبر ... لعنت فرستادیم

البته خودمانیم ،بد نبود ما که خوردیم تازه سوسکه یه حالی میده

این را هم اضافه کنیم که دیگر صبر دانشجویان به سر آمده و جلوی سلف تجمع کردند و ظرف

ها را به زمین کوبیدند که چرا به ما سوسک نرسیده 

تا حالا سوسک خوردی ؟ چی ،نمی دونی چه جوریه؟ پس ...  به به


 

+ نوشته شده توسط bahman در یکشنبه 29 آبان1384 و ساعت 1:6 بعد از ظهر |

 قابل توجه برای افرادی که احساس ندارند

  صبح روز جمعه بود

از کلاس استاتیک اومدیم بیرون، دیدیم یکی از برو بچ خشکش زده . من که کاملاً با روحیات یارو اشنا بودم

 فوراً به نقطه ی دیدش نگاه کردم و ای وای کاری که نباید می شد، متاسفانه باید بگویم که شد...

و حالا نوبت ما بود که را آرامش دهیم ولی اینجوری نشد و اطرافیان شروع کردند به تسلیت عرض کردن که

ما هم به نوبه ی خود از صمیم قلب تسلیت عرض می نماییم

متاسفانه این گرگیست که به گله ی هر چوپانی حمله میکنه وهیچ کاری از دست ما بر نمی آید


 

+ نوشته شده توسط bahman در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 11:7 قبل از ظهر |
 يه روز تركه با برو بچه‌ها ميرن کافي شاپ (امان از دوستاي ناباب)

اولي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه کوکاکولا! دومي محکم ميزنه رو

ميز و ميگه يه پارسيکولا! سومي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه

پپسيکولا! تركه هم براي اينکه کم نياره محکم ميزنه رو ميز و ميگه

يه دراکولا!

يه روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش

جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري

گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر

ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه

سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که

خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام

گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو

سرت برينه!


به يه تركه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن: اين چيه؟ طرف کلي فکر

 کرد و گفت: شطرنج گردالي!

 يه روز يه موشه ميره خونه اصفهانيه لونه مي‌سازه، زخم معده مي

 گيره!

يه معلمه رفته بوده دستشويي دانش آموزا، يهو يك گوز گوش

خراش ازش در ميره! يه پسره تخس، تازه اومده بوده تو

دستشويي، شروع ميكنه لگد زدن به در كه: آي كس كش مادر

قحبه، تو كلاس چندمي؟! معلمه از ترس آبروريزي صداش در نمياد،

ولي يارو ول كن نبوده و همينجور ميكوبيده به در و خوار مادر معلمه

 رو دوره ميكرده! آخر معلمه، صداشو نازك ميكنه، ميگه: من كلاس

دومم. شاگرده با لگد محكم ميكوبه به در و ميگه: گه خوردي مادر

قحبه! گوزي كه تو دادي، از مال كلاس پنجمي ها هم گنده تر بود!

 


+ نوشته شده توسط bahman در چهارشنبه 25 آبان1384 و ساعت 12:16 بعد از ظهر |
از غضنفر می پرسن می دونی چرا روی خیابون ولی عصر این اسمو گذاشتن؟ می گه چون

صبح و ظهر هیچ خبری نیست ولی عصصصصصر ! بیا ببین چه خبره!

یه تهرانیه و یه ترک و یه لر می رن پیش خدا. تهرانیه از خدا می پرسه: خدایا چرا تهرانیا رو

خلق کردی؟ خدا می گه برای اینکه آدمایی جدی ای هستند و همش کار می کنند. ترکه می پرسه

خدایا چرا ترکا رو خلق کردی؟ می گه برای اینکه این تهرانیا یه موضوعی واسه خندیدن داشته

باشن. لره می پرسه: خدایا چرا لرها رو آفریدی؟ خدا می گه من لر نیافریدم. لره می گه

چرا... لرها رو آفریدی. خدا می گه : جبرئییییییل !!! دوباره گل زیاد اومد تو گل بازی

کردی؟!

غضنفر دست می کنه تو دماغش. یکی می بینتش می گه تو اون یکی سوراخه. غضی می گه:

نه من می خوام از پشت سر غافلگیرش کنم


+ نوشته شده توسط bahman در چهارشنبه 25 آبان1384 و ساعت 12:2 بعد از ظهر |
مرد ها مثل چي هستند ؟


مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

مردها مثل « كامپيوتر » هستند
كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

مردها مثل « سيمان » هستند
وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند


مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
ارزان هستند و غير قابل اطمينان

(باز هم فکر می کنی عشق واقعی وجود داره؟) ف


+ نوشته شده توسط bahman در چهارشنبه 25 آبان1384 و ساعت 11:57 قبل از ظهر |
 تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

 تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

  يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

  تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌ داريم، ولي نه به اين غليظي!

 

+ نوشته شده توسط bahman در سه شنبه 24 آبان1384 و ساعت 1:23 بعد از ظهر |

یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه  !

+ نوشته شده توسط bahman در سه شنبه 24 آبان1384 و ساعت 1:14 بعد از ظهر |
 

.شکیرا  که اسم اصلیش شکیرا ایزابل ریپل هست در دوم فبریه سال1977 در کلمبیا از یه خانواده فقیربه دنیا آمد پدرش ویلیام یک آمریکایی لبنانی تبار و مادرش یک کلمبیاییست  شکیرا از همان بچگی به موسیقی و شعر سرودن علاقه داشت طوری که در هشت سالگی اولین شعرش خودرا گفت و در یازده سالگی برای اولین بار گیتار نواخت البته شکیرا در دوران مدرسه عضو گروه مدرسه بود وبدلیل اینکه خیلی بلند وقوی میخواند(مثل الان) از گروه اخراج شد.

اولین آلبوم شکیرا به زبان انگلیسی در سال 2001 با نام سرویس لباسشویی ! به بازار آمد، جدیدترین آلبوم شکیرا که انتظار میره تا حدود 7 یا 8 آذر وارد بازار شود (البته اون ور که اومده). یکی از انها به نام اورالول به زبان اسپانیایی و دیگری هم اورال فیکسیشن به زبان انگلیسیت که معنی اسم شکیرا(بر وزن فعیلا)در عربی به معنای زیباو خوش اندام است در ضمن شکیرا یک بار هم مورد تقدیردولت کلمبیا قرار گرفت که توانست مجوز رسمی دیدار با پاپ در واتیکان را به دست آورد...

 

  

 

 


+ نوشته شده توسط bahman در سه شنبه 24 آبان1384 و ساعت 12:36 بعد از ظهر |
درصورت داشتن درخواست می توانید با نظر دادن با من تماس بگیرید
+ نوشته شده توسط bahman در دوشنبه 23 آبان1384 و ساعت 3:5 بعد از ظهر |
این هم

تازهترین

عکس

جنیفر

خودمون!

 

 

 

 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده توسط bahman در دوشنبه 23 آبان1384 و ساعت 2:52 بعد از ظهر |
 از تركه ميپرسن: داداش جريان اين بوق زدن تو عروسيها چيه؟ تركه ميگه: ايلده ما قبلاً تو عروسي يه شعري ميخونديم، الانا ديگه فقط آهنگشو ميزنن. ميپرسن خوب چي ميخونديد؟ تركه ميگه: اوني كه تا ديروز نميداد...ديديد داد...ديديد داد!
+ نوشته شده توسط bahman در یکشنبه 22 آبان1384 و ساعت 4:23 بعد از ظهر |
یه جوک با هال البته اگه مایلید

دو تا زن جوون تو حموم عمومي باهم بودن، اولي به دومي (با لهجه شيرازي) ميگه: قربونت او ليفوره بده من. يارو دومي بهش ميده. بعد چند دقيقه، دوباره اولي ميگه: قربونت او سفدآبورم بده من. دومي سفيدآب‌ رو هم بهش ميده. بعد دومي ميپرسه: ببخشيد خانم شما شيرازي نيستيد؟ اولي ميگه: اِاِاا... از لهجه شيرينم فميدي؟ يارو ميگه: نه از كون گشادت فهميدم!

+ نوشته شده توسط bahman در یکشنبه 22 آبان1384 و ساعت 4:18 بعد از ظهر |
امامزاده احمد بن اورانیوم
یکی از دوستان پیشنهاد کرد که طرحی بدهیم که نیروگاههای اتمی بوشهر و مرکز یو سی اف اراک و مرکز اصفهان و نطنز تبدیل به امامزاده شود. اهداف این طرح و توجیه اقتصادی و سیاسی آن به شرح زیر است:
1) با توجه به اینکه احمدی نژاد انتظار دارد که انرژی هسته ای و نیروگاههای مربوطه برای ما معجزه کند و با این معجزات دولت وی بتواند تا چهار سال روی کار بماند و مردم هم یادشان برود که احمدی نژاد چه وعده های انتخاباتی داده است، این کارها فقط از امامزاده برمی آید، لذا بهتر است این مراکز به امامزاده تبدیل شوند.
2) هر روز تغدادی از امت حزب الله دور نیروگاهها جمع می شوند و سینه زنی می کنند و نوحه می خوانند و دسته جمعی برای دیدن نیروگاهها می روند، تمام این کارها برای یک امامزاده مناسب است و اگر نیروگاههای مذکور به امامزاده تبدیل شوند، دیگر لازم نیست کار خاصی بکنیم، فقط همین کارهایی که می کنیم باید ادامه دهیم.
3) با توجه به اینکه دولت احمدی نژاد انتظار دارد نیروگاهها و مراکز انرژی اتمی کاری کنند که شوری حسینی در مردم بوجود بیاید تا مردم منقلب شوند و حضور خود را در صحنه حفظ کنند، تبدیل این مراکز به امامزاده خواسته های فوق را تسهیل می کند و اتفاقا خیلی هم خوب است.
+ نوشته شده توسط bahman در یکشنبه 22 آبان1384 و ساعت 4:10 بعد از ظهر |
فنا ناپذیر Immortel

کارگردان: انکی بیلال. فیلمنامه: سرژ لمان و انکی بیلال. مدیر فیلمبرداری: پاسکال گنه سیو. تدوین: ورونیک پارن. موسیقی: رالف رینگر. طراح صحنه: ژان پی یر فوئیه. بازیگران: لیندا هاردی(جیل بایوسکوپ)، توماس کرشمان(السید نیکوپول)، شارلوت رامپلینگ(الما ترنر)، فردریک پی یرو(جان)، توماس ام. پولارد(هوروس). ١٠٢دقیقه. محصول ٢٠٠٤ فرانسه، ایتالیا، انگلستان.
سال ٢٠٩٥. زنی با موها و چشمان آبی به نام جیل بایوسکوپ در منطقه سوم نیویورک زندگی می کند ، که دارای قدرتی پنهانی است. هوروس خدایی با سر شاهین قرار است از آن سوی کائنات برای ملاقات او بیاید. اما جیل از این ماجرا اطلاع ندارد. هوروس از طرف خدایان محکوم به مرگ شده و فقط هفت روز برای زندگی مهلت دارد. هوروس باید جیل را در طی این مدت بیابد. برای این کار به بدن یک انسان نیاز دارد، به همین منظور یک محکوم سیاسی سابق به نام السید نیکوپول را برمی گزیند. نیکوپول سی سال قبل در نیویورک به دلیل داشتن اطلاعات منجمد شده و نگهداری می شود.


انکی بیلال یا انیس بیلالوویچ، نویسنده یوگسلاوی تبار قصه های مصور که در فرانسه زندگی می کند، چند سالی است که به فیلم سازی روی آورده و فنا ناپذیر سومین ساخته اوست که از به هم پیوستن دو قصه مصور به وجود آمده است. فضاسازی غریب آن که از ویژگی های کار بیلال است، مانند هرمی که بر بالای شهر معلق است یا خدایانی شبیه به اساطیر مصر باستان، بر جذابیت فیلم می افزاید. کسانی که شهر گناه را دیده اند، در پرداخت تصویری آنها شباهت هایی خواهند یافت، اما فناناپذیر قبل از شهر گناه ساخته شد و بیلال قبلاً برای فیلم Tykho Moon نیز از جشنواره بروکسل جایزه ویژه ای برای جلوه های بصری و کیفیت هنرمندانه اش گرفته بود.

فناناپذیر متعلق به موج جدید فیلم های اروپایی است که با تقلید از برگردان های سینمایی قصه های مصور در هالیوود ساخته شده و چشم به بازارهای جهانی دارد. البته در کار بیلال ویژگی هایی نهفته که لاجرم فیلم یا قصه هایش را متفاوت می نمایاند، اما این که بتواند در رقابت با فیلم های ساده و همه گیر هالیوود موفق شود، امری بسیار دور از انتظار است. با این حال کسانی که سینمای اروپا و به خصوص فرانسه را دنبال می کنند و نگران تغییرات فرهنگ عامه هستند به تماشای فیلم خواهند رفت، چون بیلال سهم عمده ای در این تغییرات داشته است. توصیه من به کسانی که شیفته قصه های مصور هستند: شانس دیدن یک فیلم متفاوت را از دست ندهید، چون هنوز هاله اسرارآمیز اطراف اساطیر مصر باستان از میان نرفته است. بازی دیدنی شارلوت رامپلینگ از دیگر امتیازهای فیلم است .



+ نوشته شده توسط bahman در یکشنبه 22 آبان1384 و ساعت 3:58 بعد از ظهر |