گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟!
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.
خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته
بوددل ز دستش روي خاک افتاده بود
جاي پايش روي دل جا مانده
+ نوشته شده توسط bahman در چهارشنبه 1 آذر1385 و ساعت
7:18 بعد از ظهر |

